|
وداع خوابالو با بلاگفا
سلام دوستان
باید بگم به دلیل امنیت بسیار پایین بلاگفا و همچنین امکانات ساده و تقریبا قدیمی اون تصمیم گرفتم به جای استفاده از امانات بلاگفا از میهن بلاگ استفاده کنم چون واقعا بهتر سریع تر راحت تر و با امنیت بالاست. پس برای خوندن وشنیدن حرف های خوابالو از این به بعد به این آدرس بیایید.
http://daneshjoyekhabalo.mihanblog.com
البته آدرس همونه فقط یه o نسبت به بلاگفا کمتر ! بدرود تا درودی دیگر |+| نوشته شده توسط دانشجوی شهر غربت در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 12:45 بازگشت خوابالوی شهر بلاگفا
سلام دوستان اول واسه نبودن چند ماهم باید بگم کلی دلتنگتون بودم ولی از این ها که بگذریم باید بگم دست پر برگشتم با کلی خبر و .... از کجا شروع کنم یا نکنم این رو بگم که با تلخ ترین خبر اومدم.... همه ما توی این چند روزه به فکر انتخاب هدیه برای پدرمون هستیم تا کمی از از زحماتش رو جبران کنیم. اما حادثه ایی که برای یکی از نزدیکترین دوستامون رخ داد همه رو ناراحت و مصیبت زده کرد ! درگذشت ناگهانی پدر آقای قربانیان از اعضا انجمن مهندسی صنایع واقعا واسم سخت بود وقتی که توی بغل دوستاش گریه کرد و اونا تا آخرین لحظات کنارش بودن..... خدا رحمت کنه پدر ایشونو کند....
اما خبرهایی از دانشگاه !
2 یا 3 تاش خیلی خوب بود
اما خبر بعد این که امروز که توی مراسم محمود قادری رو دیدم گفت بالاخره دکتر موغلی زورش بهمون نرسید و مجبور شد ترم تابستون در مرکز شیراز هم ارائه شود. اما در مورد دروس تخصصی هم باید اینو بگم که باید مدیر گروه موافقت کنه البته بچه های انجمن هم میگفتن که دروس اختصاصی که قبلا مهندس مهدیار گفته بودن فرآیندهای تولید و ارزیابی کار وزمان و اصول مدیریت و سازماندهی هست مسوولین دانشگاه جهرم جاشو با درس های ترم 7 و 8 عوض کرده البته مهندس مهدیار قول داده بوده حداقل اصول مدیریت رو ارائه بدن توی جهرم تا مشکل بچه ها حل بشه ولی خوب باید تا روز انتخاب واحد صبر کرد. البته چون روش مهمان شدن هم یکم مشکل (از طریق سایت هیت) تا چند روز آینده مراحل کامل اونو + قوانینش حتما واستون می پرسم و توی وبلاگ میزنم !
خبر بعد هم اینکه .... نه دیگه هه خبرها رو یجا نمیشه گفت ! چوب حراج بهش نمی زنم ! خوب بگذریم... تا پست بعدی مثل همیشه بدرود تا درودی دیگر |+| نوشته شده توسط دانشجوی شهر غربت در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 0:32 اینم یه مدل دیگه از تصحیح اوراق
سلام دوستان اول چند تا نکته بگم ! یکی این که بالاخره بعضی از نمره ها تصحیح شد البته هر چند خالی از اشکال نبود ولی به بعضی از بچه ها کمک کرد با 10 یا 9.50 درساشونو پاس کنن !!!! البته مثل توی درسی مثل فرآیند به جای سوال های اشتباه اومده بودن 3 تا سوال درست رو حذف کرده بودن که خودش برای من جاب بود ! البته کنترل موجودی هم یه تستش درست شده بود ! معادلات دیفرانسیل هم 2 تا تستش درست شده بوده که به خیلی از بچه ها کمک کرد که بتونن پاسش کنن. بازم خدا را شکر که بالاخره تعداد واحدهای پاس شده این ترم ما دو رقمی شد و از مرز 10 واحد گذشت. خدایا راضیم به رضای تو بدرود تا درودی دیگر |+| نوشته شده توسط دانشجوی شهر غربت در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت 0:18 ما و نشریه ما
سلام بچه ها ببخشید من دیر به دیر بهتون سر می زنم یکم کارم زیاد شده ! با بچه ها دنبال یه کار تحقیقاتی هستیم که امیدوارم به زودی نتیجه بده هر چند ما فقط فعلا دنبال تجربه هستیم چون دیدیم به این زودی ها از شر پیام نور راحت نمی شیم گفتیم حداقل بریم تجربی یه چیزی یاد بگیریم ! البته دنبال یه نشریه هم هستیما البته نه نشریه یی که فقط مطالب تکراری داخلش باشه و..... ما خودمون داریم مقاله می نویسیم و می خواهیم کاری کنیم که حداقل توی مجلات علمی دانشگاه خودمون مقام آور بشیم که البته باید بگم تنها رقیب ما یه مجله بچه های اصفهان هست ! راستی می دونستید این اصفهانی ها برای یه مجله فقط 23 نفر 1 ماه کار شبانه روزی انجام دادند ؟؟ حالا ما رو بگو تا می خواهیم یه کاری بکنیم اول که بین بچه های دانشگاه به دلایل فراوان مورد اتهام قرار خواهی گرفت ! البته این موضوع بین ورودی های 85 به دلایل وجود عناصری همچون خانم ها....(به دلایل فراوان از آوردن نام معذوریم ) خیلی زیاد هست ولی باز هم هیچ کس نمی تونه کاملا اون طور که باید و شاید از این شرایط خاص و فوق العاده استفاده کنه ! به امید روزی که ما هم بعد از 3 سال یه نشریه درست و حسابی راه اندازی کنیم ! راستی بچه ها شما هم اگه به این نتیجه رسیدید که به ما کمک کنید حتما پیش قدم بشید شاید در آینده...... بدرود تا درودی دیگر |+| نوشته شده توسط دانشجوی شهر غربت در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 23:46 باز هم دروغ های موغلی
سلام
بچه ها دیروز یکی از بچه های انجمن خیال بافیه دانشگاه (که امروز تشکیل شده و دبیرش هم خورزو خانه
گفت چند سال قبل یه سریالی پخش می کرد که تا یه مدت شده بود تکه کلام بین مردم دقیقا مثل فیلم های مهران مدیری که با هر سریالش یه چیز تازه میاره !
گفتم خوب سریال چی بود !
می گفت جریان مرشد بود و بچه مرشد !
اول خندیدم بعد گفت خوب حالا چه ربطی به دانشگاه ما داره !
گفت این جا هم جریان از این قراره که یه نفر هست به نام مرشد(دکی مرغی جون)
خلاصه که هر کسی نتونه زبونش بچرخه که این جان مرشد رو بگه مثل بازی مارپله آقا مار دم کلفته نیشش میزنه هر قدر هم بالا باشه میاد سر خونه اول !
گفت بابا اینا حرف مفته !
جریان دکتر خاکسار رو تعریف کرد
آخرین حرفش هم این دوست گل ما این حوری گفت که :
بچه مرشد
منم گفتم جان مرشد :
تا وقتی که به جایی نرسیدیم که مثل دانشگاه های دیگه واسه کم نمک بودن غذامون یا آب سر میز نبودن توی سلف
بچه مرشد ما هم باید تکرار کنیم جان مرشد.
بدرود تا درودی دیگر
|+| نوشته شده توسط دانشجوی شهر غربت در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 23:12 تجمع روز یکشنبه !
فقط نقل قول :
تجمع بزرگ اعتراض آمیز دانشجویان دانشگاه پیام نور شیراز در ساختمان گلستان ساعت 9.30 صبح!!! همه را خبر کنید
سلام به دانشجوهای عزیز پیام نوری امتحانات که تموم شد خیلی خوشحال بودم چون علی رغم تلاش زیادم و سختی وحشتناک امتحانات امید نمره خوب نداشتم ولی حداقل فکر 13 تا 14 بودم جز امتحان آخرم. امتحان آخر رو دادم و برگشتم خونه اولین کاری که کردم جبران بیداری های این مدت رو در آوردم ! خلاصه این که تعطیلات بین ترمی ما شروع شد تا این که خبر دادن نمره های درس های .... اومده! ما هم خوشحال رفتیم و سیری در این سیستم گلستان که جایگزین سیستم های زغالی طراحی شده جناب مهندس حیدری شده زده ایم ! این لحظه رو مطمئن هستم هه شما تجربه کردید اون چیزی که جلوی چشمتون هست با چزی که توی فکرتون بوده حداقل 4 تا 5 نمره اختلاف داره ! شوکه شده بودم خدایا حتما اشتباه شده ! از سیستم خارج شدم یکبار دیگه وارد شدم ولی این بار مثل دفعه قبل ! داشت سرم دور خودش پر می خورد که گوشیمو برداشتم زنگ زدم به چند تا از بچه ها که فهمیدم همه مشکل من رو دارن ! اما چیزی که از همه چیز جالب تر بود این بود که اغلب نمره ها در یک سری اعداد خاص خلاصه میشه مثلا 4.5 – 9 – 10.5 – 13 !!؟؟؟ این بود که زنگ زدم به بچه های رشته های دیگه و فهمیدم این مشکل مربوط به همه رشته ها میشه مطلقا مربوط به نیست ! یادش بخیر ترم اول که همش پیش نیاز بود و همه بچه ها یکی 10 واحد پاس کردن ! ترم دوم هم که اون کتاب ریاضی 1 همه رو به وحشت انداخت و کلی بچه ها رو به زحمت البته از فیزیک 1 و سرکار خانم ....(اسمش یادم نیست ) نمیشه یاد نکرد و چیزی نگفت ! تغییر مدیریت دانشگاه از آقای دکتر قرائتی به دکتر موغلی که خیلی ها میگفتن به دلیل نا کارآمدی و برخی دیگر انگیزه های سیاسی رو به این موضوع مربوط کردند ! هنوز یادم نرفته جریان 10 هزار تومان هزینه سرویس که قرار شد همه علاوه بر شهریه پردات کنن ! ترم سوم از هر ترمی متفاوت تر بود اسباب کشی پیام نوری ها به جایی به نام نا کجا آباد ! جایی که به جای خر گاو گوسفند اونجا پر از گربه بود ! شاید به جز محیط نامناسب ، اساتید فله ایی ، کلاس های 100 تا 150 نفری ، و بی سرپرست بودن دیگه مشکلی نداشتیم ! از هر چیزی واسه من مهمتر اون امتحان فیزیک 2 بود که خودش حکمتی داشت ما قسمتی نشته بودیم که اصلا مراقب نداشت اما کسی هم چیزی واسه تقلب نداشت !! بگذریم از این که ما همیشه نمراتی داشتیم که تا نیمه های ترم آینده اعلام نمی شد مهمتر از همه این بود که هر وقت خواستیم حتی کوچکترین اعتراض انجام بدیم یا بچه ها کم بودن یا صبح زدترا زهمه آقای شمسایی بود که مانع هرگونه تجمع می شد ! خصوصا این که یک ترم پسرهای دانشگاه از دختر ها جدا شدن واسه حفظ آبرو هم یه نشست برگزار نشد !! که حتی بچه های دانشگاه سراسری از استاندار توضیح خواستن ولی ما.... نمی خوام بگم پسرها توی باهنر چه مشکلاتی داشتن که خودش یه مثنوی میشه فقط همین یه نکته رو بگم که 7 درس هست که هنوز نمراتش رو باهنر اعلام نکرده از جمله کارگاه ، آزمایشگاه فیزیک 1 و 2 !!!(خودمونی بگم گم شده آخرش هم باید برن دوباره امتحان بدن ) اما همش به این ترم مربوط میشه ترمی که همه اسمش رو گذاشتن ترم پاییز سیاه !!! تا اونجا جنجال به پا کرد که حسینی اعتراف کرد ما این ترم سوالاتمون استاندارد نبود !! البته اینم بگم که از ماست که بر ماست وقتی خودشون گفتن سوالات ما استاندارد نیست و قبول هم دارن و ما دست رو دست گذاشتیم تا ترم آینده هم ادامه بدن و مطمئن باشید که این کارو باز هم ترم آینده تکرار میکنن ! البته ما 80نفر از پسرها به دبیران انجمن ها فرصت دادیم اگر تا روز یکشنبه کاری نکن ساعت 10 گلستان همه دور هم جمع خواهیم شد !
|+| نوشته شده توسط دانشجوی شهر غربت در جمعه هجدهم بهمن 1387 و ساعت 17:38 پایانی بدون آغاز.........
سلام به همه بچه های گل پیام نور امتحانات انشاالله که خوب بوده هر چند می دونم همیشه یکی یا دوتا امتحان خطرآفرین میشه.... آغاز.....!! تا حالا فکر کردید یعنی چی و کجا نقطه شروع ؟؟ من بعد از آخرین امتحانم که که توی سرویس داشتم برمی گشتم خونه تو این فکر بودم . از کنار پنجره داشتم به لبه های بلوار نگاه می کردم که با سرعت رنگ عوض می کردن و مرتب سیاه و سفید می شدن ! چه جالب خاطره های مدرسه توی ذهنم مرور شد که وقتی معلم نداشتیم و باید توی کلاس بیکار می موندیم ، که اغلب به فکر نقاشی گوشه دفتر یا کتابشون می شدن برگشتم به عقب تر روزی که می خواستم اولین روز مبارزه با جهل و بی سوادی رو تجربه کنم بگذریم تا توی نمازی که فهمیدم رسیدیم همش توی گذشته ها بودم که هر آغازی یه پایانی داره هر شروعی یه خاتمه رو به دنبال داره .... روز اول دبیرستان تا سوم من به دنبال آغازی بودم که نشد یعنی قبولی توی رشته مکانیک !!! اما الان در پی پایانی هستم که برام هیچ گاه آغاز نشد به حکم تقدیر اومدم به حکم تقدیر موندم و شاید هم به حکم تقدیر ترمی 10 واحد پاس کنم و بروم.....
شاید نوشته امروزم بعد از یک ماه یا بیشتر عجیب بود اما اینو بگم بچه ها ، پیام نور جای اومدن و رفتن نیست حرف و درد دل زیاد اما شما هم با من این دعا رو بخونید و آمین بگید و به آینده امیدوار: خداوندا : تقدیرم را تو زیبا بنویس ! کمکم کن آنچه تو زود می خواهی من دیر نخواهم و آنچه تو دیر می خواهی من زود نخواهم(دکتر علی شریعتی) ! (آمین) بدرود تا درودی دیگر |+| نوشته شده توسط دانشجوی شهر غربت در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 14:23 محرم......
سلام دوستان
امیدوارم درساتنو خوب خونده باشید........ باز هم محرم شد آخ که چقدر دلم واسه این ماه تنگ شده بود... محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازی خون خدا شد جوانمردان عالم را بگویید دوباره شور عاشورا به پا شد
داشتم کتا های دکتر شریعتی رو می خوندم دیدم این جملش خیلی زیبا گفته :... حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بودافسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند..؟؟؟
|+| نوشته شده توسط دانشجوی شهر غربت در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 8:23 نظر سنجی انجمنی ها از اساتید محترم!!!!!
سلام بچه ها خوب و خوش هستید ؟
کوتاه و مختصر و مفید بگم ! نوتی نظرسنجی انجمنی ها شرکت کنید. آدرسش هم اینه : http://nazar-anjoman-ie.blogfa.com |+| نوشته شده توسط دانشجوی شهر غربت در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 23:49 روز دانشجو مبارک
سلام بچه ها !! حال همگی خوبه !
حتما همه می دونید که امروز چه خبر بود دیگه ! پس بذارید من یه خلاصه از مراسم امروز بگم هر چند خیلی بهم خوش گذشته که نمی دونم از کجا بگم. اولین مراسم تلاوت قرآن بود و بعد از اون هم که سرود پر افتخار ایران عزیز. بعد هم سخنرانی دکتر موغلی بود که برای اولین بار من شنیدم داشت از ما دانشجوها تعریف و تمجید می کرد. بعد نوبت به سخنرانی دکتر قادری رسید چون بهش گفته بودن 10 دقیقه بیشتر وقت نداری گفت من 15 سال استاد پیام نور بودم و توی خلاصه کردن مهارت دارم . بعد هم کمی به کمبود های آموزشی دانشگاه پیام نور اشاره کرد بعد نوبت رسید به کلیپ زیبایی که بچه های دانشگاه ساخته بودن ! واقعا عالی بود از همه جالب تر اون قسمت از گزارش بود که از یه دانشجویی پرسید ببخشید آقا روز دانشجو چه روزیه گفت چون ما دانشجوها در این روز لانه جاسوسی رو تسخیر کردیم. البته هر چیزی در این کلیپ بود و از اتوبوس های شرکت واحد گرفته تا سلف خوشگلمون و کلاس های که جای سوزن انداختن هم توش نیست فقط از عوامل تهیه جعفر محسنی(فیلمبردار) ،مائده شنبدی(گزارشگر) ،مهدی عباسی (تهیه کننده)،محمود قادری( مدیر تولید) واقعا باید یه تقدیر حسابی کرد. بعد از اونم که نوبت به سخنان شیرین تر از قند دکتر انوشه رسید البته قبل از اون یه کلیپ هم پخش شد که واقعا جالب و معنی دار بود. بعد از کلیپ دکتر انوشه شروع شد به سخنرانی خودش و از کتاب اول دبستان شروع کرد و بعد رفت سراغ شخصیت انسان در سنین مختلف تا رسید به 20 سال ! توی سن 20 سالگی از نحوه لباس صحبت کرد و و این تیپ جدید یا همون رپ که الان خیلی مده ! بعد رفت سر دانشگاه و اون کلیپ معروفش 4 نوع تربیت اخلاقی داریم. بعد پا رو فراتر گذاشت و رفت به موضوع ازدواج حالا به نوعی بیشتر دانشجویی و حکایت هایی جالبی رو گفت. البته دکتر انوشه که ما همه منتظر حرفای جالبش هم بودیم از این جا شروع کرد که یه حرفی علیه خانم های مجلس می زد و یه حرفی علیه آقایون که حرف بار از طرف مقابل تشویق بسیار عالی می شد ! البته خانم ها 75% بحث عرفان و مذهبی هم داشتیم که از دید و زبان دکتر انوشه واقعا جالب بود و شنیدنی! مراسم که قرار بود ساعت 2 تموم بشه تا 3 طول کشید من این جا هرچی بگم باز هم اونی نمی شه که ما دیدیم و شنیدیم ولی فیلم اون حتما تا چند روز آینده میارن توی دانشگاه حتما تهیه کنید اگه نبودید امروز ! حرف آخر اگه امروز توی همایش شرکت نکردید بدونید خیلی ضرر کردید. این هم یه عکس از همایش امروز(البته اگه کیفیتش خوب نیست ببخشید)
بدرود تا درودی دیگر..... |+| نوشته شده توسط دانشجوی شهر غربت در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 19:5 |
|

